

نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 11:58 توسط جمیله عجم (بانوی واژه ها)| |
برچسب: پاییزمنم,
نویسنده: ترانه اکبریپور
غم نان
می نشیند سرگذر
و همه بی خیال
ازاو درگذر
هیچ کس
ازچشمانش نمی خواند
غم نان را!
نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 11:59 توسط جمیله عجم (بانوی واژه ها)| |
برچسب: نان,
نویسنده: ترانه اکبریپور

که بگیرد جان جنگلی!

نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 12:1 توسط جمیله عجم (بانوی واژه ها)| |
برچسب: شکوفه,
نویسنده: ترانه اکبریپور
تقدیم به خواهر بزرگوار و مهربانم،بانو عجم،بانوی واژه ها،
که چون باغبانی مهربان مهر می افشاند بر باغ شعرناب.
به روزِ گرمی از یک تیر ماهی
شتابان در گذر بودم به راهی
عرق از سر به پا بودم به جریان
به زیرِ نورِ "بانو مهرِ" سوزان
عطش جاری درونِ جانِ من بود
وَ جوعی سخت هم مهمانِ من بود
مبارک ماهِ صوم و، آخرش بود
نهایی روز و جانم در بَرَش بود
زِ کار و بارِ بانکی رو به خانه
همین الان رَوَد جان در گمانه!
سری خم، کیف در دستی و نالان
کسی گفتم نگاهی کن به بُستان!
درختانی به زیباییّ ِ جنّت
به مهمانیّ ِ سایه کرده دعوت!
چه بخشایشگر و بی هیچ علّت
فِشانَد مهرِ خود بی هیچ منّت
صفای سایه جانِ ت
بر رخسار گُل میخک نوشت
دختری آمده از بهشت
دفتری باز کند
شعری بخواند از سرنوشت
بر جا مانده کتیبه ای
بر چشم های بی قرار
مرزی است
بین آسمانی شدن
می بارد
خیال سوسن
تلاوت عشق
سحر در رکوع
خورشید در طلوع
بوسه ای بر رخ دیدار
از تولدی دیگر
دختر مهتاب
هنوز بیدار
نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 19:3 توسط جمیله عجم (بانوی واژه ها)| |
بخوان
مرا
به آرامش دل آویز
زمزمه های بارانی،
دم صبح
قبل از
بازشدن
چشمان خیره ی روز؛
پس از صفای بیاد ماندنی
نوشیدن چای
کنارت ،
زیر بارش مهتاب
شب هایی که
چشم دلم
جرعه جرعه
تورا می نوشد...
*********
دختر زیبای بهار
گیسو پریشان کن
قلبت
لانه ی پرستوهاست...
آلاله سرخ-فروردین 96
تقدیم به استاد مهرم بانوی واژه ها جمیله عجم -تولدت مبارک خواهرم
نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 19:9 توسط جمیله عجم (بانوی واژه ها)| |
وقتی تنهایی حرف می زند
وقتی تنهایی حرف می زند اینجا فقط منم واین کاغذهای سربه راه مشتی دردمی پیچم لایشان ومی دهم به خورد
تقدیمی ازطرف بهارک درسایت شعرناب
زیباتراز پاییز
سراغ نداشتم
نام تورا
پاییزگذاشتم!
نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 19:18 توسط جمیله عجم (بانوی واژه ها)| |
من خواب مانده ام
توخواب مانده ای
او خواب مانده است
ندبه نخوانده طلب کاریم!
این عاشقان خفته را
بیدارکن آقا خودت!
*****************
جمعه تعطیل است وهرکس فکر خواب ولذتش
نازنین شرمنده ایم اینجاکسی بیدارنیست
حرف مفت است انتظارامابیایی بهتراست
گرچه مست شهوتیم اینجا کسی هوشیارنیست
نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 19:33 توسط جمیله عجم (بانوی واژه ها)| |
یک نگاه از تو
فقط کافی بود
واژه ها سبز شوند
رنگ چشمان تو را بردارند
غزلی نغز شوند
*****************
من به لطف واژگانت،
با فلوت عاشقی
نت به نت
آوای شادی
در غزلها می زنم
مهناز نصیرپور
تقدیم به بانوی واژه های عزیزم (جمیله عجم)
دوستت دارم و از کمکهای بی دریغت ممنونم امیدوارم لبخند در بهار زندگی ات شکوفا باشد
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 1:16 توسط جمیله عجم (بانوی واژه ها)| |
تقدیم به کوچک بانوی شاعرم بهارک
به خاطرتمام مهربانیهایش وهمراهی اش ...............
عطرت که می پیچد دراین گلشن چه خوب است
رخت محبت کرده ای برتن چه خوب است
زیباترین تعبیرعشقی نازنینم
باروح آرام ودلی روشن چه خوب است
صادق تراز آیینه ها ناب وزلالی
پاکی برای حرمت یک زن چه خوب است
اینجا بمان ای آشنا ای دخت پاییز
وقتی که باشی درکنارمن چه خوب است
مثل نسیمی آمدی بامهربانی
عطرت که می پیچد دراین گلشن چه خوب است
***********************
مهربان ترازتو
سراغ نداشتم
نامت را
عشق گذاشتم!
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 1:32 توسط جمیله عجم (بانوی واژه ها)| |